درخاطرات خوب وبد همه آدما.همیشه رد دوست دیده می شود.وقتی از خاطراتت حرف می زنی حتما دوستی را در کنار خود داشته ای.خاطرات(دبستان.کوچه.محله.دبیرستان.دانشگاه ومحل کار)داشتن دوست نیاز طبیعی آدماست.بطو ریکه اگرکسی رو بدون دوست ببینیم درسلامت روح وروان او دچار شک وتردیدیم.میگن:اگه خواستی کسی رو بشناسی ابتدایک نیم نگاهی به دوستان دور و بر او بینداز.شاید بتونه یک شناخت اولیه به ما بده..........
در این آشفته بازار!!!به اعتقاد بعضی ها بازاراعتماد کسادٍ.وجنس دوستی نایاب!
که نمی شه به دوست دست یافت.اما من هنوز به این باور نرسیده ام و معتقدم که وقتی بدونی از دوست ودوستی با او چه می خوای بیشتر راه رو طی کرده ای به شرطی که برای خرید این جنس(دوستی)بهای گرانی رو که همون (صداقت در گفتار وکردار) است رو بدی.شاید خیلی ها این مطلب رو شعاری بیش ندونند.ولی دلیل این ادعا دوستانی هستند که صداقت وشرافت اونها سبب شد من به سلامشون پاسخ بدم...............وهمون شد که سالهاست به قول سهراب:
دوستانی دارم به پاکی آب روان
بیایید کوچه پس کوچه های این دهکده سبزورنگارنگ رو با دروغ و ریا به دشت خشک ومتروکه تبدیل نکنیم.باز به قول سهراب:
چشمها رو باید شست.جور دیگر باید دید
*************************
انتظار
زمستان است و سرما
گویی...
سرمای جانسوز
رخنه کرده در دلخانه وجود!!!!!
عشق جان میدهد در یخبندان جان!
دیده می گرید در حسرت عشق
امید کوچ کرده از صحرای دل
اما..............
پرنده انتظار لانه کرده درگرمای وجود
آرام نوک می زند به دانه صبر
تا به شوق پرواز با عشق
پر زند تا اوج رهایی.................
وشگفتا!!!!!!
پرواز مرغ انتظار و عشق........
( سهیلا) بیست وهشم دی ۸۴
*******************
به یاد عزیزانی که غریبانه در۴ بهمن در اهواز قربانی بازیهای شوم سیاسی شدند
بهمن
تو در کنار بنجره٫
نشسته ای به ماتم درخت ها٫
که شانه های لختشان خمیده زیر برف٬
من از میان قطره های گرم اشک٬
که بر خطوط بی قرار روزنامه می چکد٬
من از فراز کوه های سر سپیدو٬
کوره راه های ناپدید٬
نگاه می کنم به پاره پاره های تن٬
به لخته لخته های خون٬
که خفته درسکوت دره های ژرف!
درخت های خسته٬گوش می دهند٬ به ضجه مویه های باد٬
که خشم سرخ برف را هوار می زند.
من وتو زار می زنیم٬
درون قلب هایمان!
به جای حرف!!
( فریدون مشیری)
|